تبليغاتX
سوتی بازار که میگن اینجاست

در اینجا جدید ترین سوتی ها رو یاد بگیر

 کادو
 
يه آقا پسري كه تازه نامزد كرده بود مي خواست براي تولد نامزدش كادو بخره با خودش گفت: چون اولين باره ميخوام براش كادو بخرم بهتره زياده روي نكنم و خواهر نامزدم را با خودم ببرم و براش يه جفت دستكش بخرم هم رمانتيكه هم زياد خصوصي نيست.


روز بعد با خواهر نامزدش رفت به فروشگاه آقا كوروش و براي نامزدش يه جفت دستكش سفيد خريد خواهر زنش هم براي خودش يك شورت سكسي خريد.موقع بسته بندي فروشنده اشتباه كرد و بسته ها با هم عوض شدند .
پسره بدون اينكه كادو را نگاه كنه اون را     با نامه زير براي نامزدش فرستاد:


عزيزم اين كادو قابل تو را نداره اما خريدمش چون متوجه شدم شبها كه بيرون مي رويم عادت به پوشيدنش نداري اگه به خاطر خواهرت نبود بلند ترش را برات مي خريدم ولي خواهرت بهم گفت كوتاهش بهتره چون راحت تر در مياد.
ممكنه فكر كني رنگش خيلي روشنه اما خانم فروشنده مال خودش را بهم نشون داد با اينكه مدت سه هفته بود درش نياورده بود رنگش اصلا تغييري نكرده بود. ازش خواستم مال تو را امتحان كنه كرد و چقدر هم بهش ميومد
.
اي كاش خودم پيشت بودم و كمكت ميكردم اونو بپوشي چون ميدونم كلي دستها قبل از من بهش ماليده ميشه
وقتي درش مياري يادت نره توش فوت كني چون در اثر پوشيدن حتما مرطوب ميشه
فكر اينكه سال آينده چقدر لبهام را روش ميمالم خيلي بهم حال ميده فدام بشم
.
راستي تا يادم نرفته مد جديد اينه كه بالاشو تا كني تا يه ذره از پشمش معلوم بشه

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 8:22 |
 
رفتم پیش طبیب از سوزش قلب     نوشت ۹ بوسه از گوشه لب

۳  تا صبح      ۳  تا ظهرو      ۳تا شب

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 8:21 |
 وای سخته نمیگم.........................
يه چند وقتی بود که تو فکرش بودم ! هر بار ميخواستم بهش حرفمو بزنم ولی نميشد!
ميخواستم بهش بگم که چه احساسی دارم ! ميخواستم بهش بگم در موردش چه فکری
ميکنم ! برام خيلی مهم بود که اونم بدونه ! ولی جراتشو نداشتم !
اگه از دستم شاکی بشه چی ؟ اگه فکر بدی بکنه چی ؟
نه! من بايد بيشتر از اينا طاقت داشته باشم ! بايد بتونم تحمل کنم ! بالاخره يه موقعی
خودش ميفهمه ! ولی اگه نفهميد چی ؟


نميدونم ... همش اين افکار آزارم ميده ! اگه حرفمو بهش نميزدم دردم آروم نميشد !
آخر سر تصميمم رو گرفتم ! هر چه باداباد ! بالاتر از قهوه ای که رنگی نيست !
آهسته سرم رو به طرف سرش نزديک کردم و در گوشش به آرومی گفتم :
"ببخشيد آقا ميشه پاتون رو از روی پای من برداريد"

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 8:19 |
 
نتيجه گيري اخلاقي: اون خانومهايي كه يه جوراي ديگه فكر كردن مطمئن باشن كه مشكل اخلاقي دارن. در اولين فرصت خودشون رو به يه روانكاو معرفي كنن.
نتيجه گيري عاطفي: بابا خوب دوست نداره بخوره يه چيز ديگه بهش بديد كه دوست داره !!!!!!!


نتيجه گيري فمينيستي: مرد غلط مي كنه روي حرف زنش حرف بزنه. اصلا مرد غلط مي كنه حرف بزنه

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 8:17 |
 
جون من بخور!
جون من بخور! 
 

مرد- بخور، يه ذره بخور ديگه
زن- نه دوست ندارم، حالم بد ميشه
مرد- بخور، به خدا تميزه تازه شستمش
زن- ميگم دوست ندارم، اصرار نکن
مرد- حالا تو بخور، اگه بخوري من حال ميکنم
زن- اگه نخورم چي؟
مرد- د بخور ديگه، اين همه واسش توي حموم زحمت كشيدم كه تميز شه تا تو بخوريش، تو بخور، جاي دوري نميره، بخور عزيزم
زن- خوب آخه بدم ميياد، چندشم ميشه، اصلا از تصور اينكه بزارمش توي دهمن حالم بد ميشه، ميترسم دلم درد بگيره آخه
مرد- نه نترس، اولش اينطوري، يه خورده كه بخوري عادت ميكني، بيشتر زنها ميخورن چرا چيزيشون نميشه پس؟
زن- غلط کردن بقيه زنها، من با بقيه فرق دارم
مرد- حالا تو هم بخور که مثل بقيه بشي، آفرين خوشگلکم. بخور عزيزم
زن- اگه يک کمي نمک بهش بزني شايد بخورم.
مرد- چشم عزيزم نمک هم ميزنم، بيا اينم نمک
زن- ببين ميدوني چيه من اصلا دلم بر نميداره بخورم. بيا و از خيرش بگذر، من بخورش نيستم، بابا صد دفعه گفتم به جاي كله پاچه حليم درست كن صبحانه بخوريم. خوب خوشم نميياد. ميگي چيكار كنم.
مرد- اصلا نميخوري نخور به ... چپ الاغ بابا بزرگم(البته خدا بیامرز ) همش رو خودم ميخورم. تو هم ...... گشنه كه بموني حاليت ميشه يه من دوغ چقدر پنير ميده.

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 8:16 |
 چندین راه برای ظله کردن مردم!..........................
چندین راه برای ظله کردن مردم!..........................
 روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از کرم ... هم دارن پيشنهاد ميشه

سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند

وقتي ميخواين برين د ستشوي با صداي بلند به اطلاع همه برسونين

وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين

کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد

همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين

جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين

روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين

وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين

از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه

در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين

به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين

وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين

وقتي با بچه ها کوچیک بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين

موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين

ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين

بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين

شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين

اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين

وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته(آخ اینقدر طرف می سوزه که نگو...  بگو خاک تو سرت کردن تو پاچت)

صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين (بعد از عمل خیر..  خاک تو سرتون)

روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين (نشانه ذوق سرشار راننده)

وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده

وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود

چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين

بادکنک بچه ها رو بترکونين

مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين

وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد

بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين

کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد     ! ؟ اين راه هم جنبه هايي از ....خلی در بر داره

ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين

توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين

هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ?توي دستكش دوستتون بهتره

حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين

نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين

دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين

عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين

پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه  ۱۰دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل۳۶۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين(نه مونگول ها ۳۶۰ که همونه یه درج دیگه)

با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين

شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين

موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين

توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين

شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين

توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين

توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين (من اینقدر از این دستگاه دلم پره ..دیشب ساعت ۹ رفتم پول بگیرم کارتم  رو خورد وقتی رفتم خونه یک آبرو ریزی  شد که نگو) (خنده  نداره زشت)

جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين

يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين

توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه

چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين

ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، بعد بهش پس بدين

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 8:15 |
 یادم نیست
یارو میگه ولم کن بابا بیخیال ما شو  جوابش چیه؟

اگه ولت کنم سر درختها رو میخوری    .....................

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت 11:36 |
 
سلامی چو بوی خوش جاسیگاری.ها؟

مارو نمیبینین خوشحالین؟

واقعا هندتون درد نکنه اینقدر کمترو نظر میدید!

قوربون شکلت قوربون تصویرت

از دیوار نیوفتی بشکنی سوسول

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 ساعت 13:39 |
 وقتی زن خود به هم نوع خود خیانت می کند!

خیانت زن به خودش!

 

     اعتقاد فمنیستی و روشنفکری بر اینست که صفات و خصلتهای موسوم به زنانه و مردانه پوچند. و من خود نیز به این ارزشها که ارزشهای دوبُنی است هیچ اعتقادی ندارم ولی به عنوان یک مرد که اصلا قصد این را هم ندارم که به دیگران و مخصوصا به جنس زن بگویم که من با دیگر مردان متفادت هستم، ولی می بینم که اگر مسائلی به نام مسائل زنان و جوامع و گروههایی به نام مردسالار به وجود می آیند در واقع همه نمود عینی و بارز باورهای خود زنان هستند و در واقع این خود زنان هستند که در بازپروری این جوامع نقش اول را بازی می کنند.

   در کلیه جوامع به طور اعم و در جوامع سنتی به طور اخص نقش اصلی تربیت نسلها بر عهده مادران است. مادر است که به دختر خود می آموزد که چون زن است باید موجودی مطیع و منفعل باشد و به فرزند ذکور خود می گوید که به دلیل مرد بودنش موجودی برتر و دارای حقوق بیشتر است.

   از طرف دیگر، نمونه های عینی بسیاری در روابط انسانی مشاهده می شوند که این نتیجه را عاید ما می کنند که زنان نه تنها در میان خود نقش حمایت گر و مدافع ندارند بلکه بر ضد خویش و هم نوعان خویش عمل میکنند.

در تصویر بالا که یک نمونه عینی و بارز از این دوگانگی و به اعتقاد من خیانت به هم جنس است به عینه می توان شاهد این قضیه بود که این خود زنان هستند که با پذیرش این نوع وصلت ها در واقع نه تنها به خود که به نسل های آینده خود نیز خیانت می کنند. درست است که بسیاری از قوانین و عرف و سنت های اجنماع این اجازه را به مردان می دهد که چهار همسر اختیار کنند، اما مسئله این است که همسر دوم و سوم و چهارم این مرد طبیعتاً یک زن است! زنی که در واقع دارد به هم نوع خود..............

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در سه شنبه سوم بهمن 1385 ساعت 21:49 |
 vorod mamnoe faghad afrade sighe shode
 
|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در سه شنبه سوم بهمن 1385 ساعت 21:48 |
 
دوست داشتی یکی از گوشاتو نداشتی ولی جای من بودی؟

من حاظرم جفت گوشامو بزنم از ته ولی دیگه قیافیه خنده دارتو نبینم

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در یکشنبه یازدهم تیر 1385 ساعت 18:53 |
 
سلام من شما رو کجا دیدم آهان اصغر تویی ؟ ببین خیلی نامردی

ببین تو اگه یه مرد دیدی بکش روی عمت

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در یکشنبه یازدهم تیر 1385 ساعت 18:50 |
 
ببین یه لحظه بیا                بله با من کار داری                 می خواستم بگم حالا اگه دوست داری برو

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در یکشنبه یازدهم تیر 1385 ساعت 18:46 |
 
متلکهایی که باید بگی تا کم نیاری وقتی به یک پسر یا دختر می رسی

به دختر بگو(پسرها باید یاد بگیرند) به پسر بگو(دخترها باید یاد بگیرند)
خانوم تو رو چه به این ماشین برو پشت ماشین لباسشویی بشین  ببین خوروسه محل اینجا ما خروس داریم کوچه بعدی لطفا
خانوم کوپن چادر و جوراب اعلام شده شما فعلا اینجا باش تا من یه زنگ به شهرداری بزنم بیاد جمت کنه
خانوم ببخشید شما lopez نیستید؟این قدر کرم زدی! الهی دلم برات سوخت تو هو کرم دوست داری ولی پول نداری بخری بیا این ۵۰تومن ماله تو

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در یکشنبه یازدهم تیر 1385 ساعت 18:42 |
 مزاحم تلفنی ها


|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در یکشنبه یازدهم تیر 1385 ساعت 18:26 |
 
بزودی دز این وبلاگ جدید ترین مزاحم تلفنی های دنیا

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در یکشنبه یازدهم تیر 1385 ساعت 18:15 |
 سوتی شماره 8
یک نفر داره زیاد می خنده جلوی شما و شما هم پسر هستی چه کار وکنی؟

بهش می گی :می خندی؟ باید بخوریش

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در یکشنبه یازدهم تیر 1385 ساعت 18:13 |
 سوتی شماره7
یارو داره زیاد خالی می بنده چیکارش کنیم؟

ببین ها تو علی دایی

تو باش دختر کوچکی مهدوی کیا

تو باش هایده یساری

تو جا کفشی

اصلا تو خوده بوش

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در جمعه نهم تیر 1385 ساعت 12:23 |
 سوتی شماره6
زندگی سخته بچه پوشاک میخاد زن گوشت

به دهکده پلنگها خوش امدی در را ببند گاو نیاد تو

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در جمعه نهم تیر 1385 ساعت 12:19 |
 سوتی شماره5
انرژیه هسته ای                                 ۲۰۰تومن بسته ای

 

 

 

                                                    نییییییییییییییییییییییییییییییییره

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در جمعه نهم تیر 1385 ساعت 12:12 |
 سوتی شماره4
ببین یارو بیا یه برنامه ای بریز همدیگه رو کمتر ببینیم داره حالم بد میشه

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در جمعه نهم تیر 1385 ساعت 12:10 |
 سوتی شماره3
برای اینکه با یکی خدا حافظی کنی چه وکنی؟

بهش میگی:

ببین یواش بری به هشکی نگی نامه هم بنویس بنداز تو صندوق صدقات


باباتم ببوس ای گربه ملوس 

                                                          نییییییییییییییییییییییییره

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در جمعه نهم تیر 1385 ساعت 12:8 |
 سوتی شماره2

میخواهی یه نفر را کم بیاری بهش چی میگی؟

۱.چرا ته سرت سوراخ شده؟

۲.چرا پاهات گرد شده؟

 

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در جمعه نهم تیر 1385 ساعت 11:45 |
 سوتی شماره 1
gal/Funpictures/fun003283.jpg

می رسی به دوستت ازش می پرسی چرا دیروز نیومدی؟

میگه کجا؟
تو میگی خونه پسر شجا

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در پنجشنبه هشتم تیر 1385 ساعت 15:39 |
 
سلام به همه کسانی که می خواهند هیچ وقت کم نیارند

|+| نوشته شده توسط از 118 بپرس در پنجشنبه هشتم تیر 1385 ساعت 15:30 |